« دل شکستن | صفحه اصلی | بیخیال »
March 13, 2004
تو یک متهم هستی
بالاخره مشکلات کلانتری و دوربین تمام شد. متاسفانه از اینکه احساس میکردم به چشم یک متهم دیده میشوم سخت ناراحت بودم .منی که حتی سیگارکشیدن رو هم به چشم خلاف میدیدم حالاباید بابت عکس گرفتن از یک تجمع اینطور تحقیر شوم.
امروز مجددا به کلانتری رفتم .قرار نبود برم چرا که گفته بودند خبر میدهیم .رئیس کلانتری از من خواست عکسها را به او نشان دهم .علاوه بر عکسهای واضحی که از تجمع گرفته بودم صدا هم ضبط شده بود که همین بر حساسیت اظافه میکرد.باز جای شکرش باقی بود که از جلوی نمایشگاه و دست فروش ها و حتی منظره هم عکس گرفته بودم تا به سرهنگ بفهمانم که عاشق عکس گرفتن هستم واین تنها یک اتفاق بود تا به محل تجمع کشده شود.
توسط ماموری به وزراء فرستاده شدم جایی که همیشه از نامش وحشت داشتم .به آنجا که رسیدم فهمیدم که تنها قرار است از عکس ها پرینتی تهیه شود و با من کاری نداشتند. راستش حضور من صرفا برای ترساندن و همچنین حساب کردن کرایه سرباز همراهم بود.آیا من خلافی کرده بودم که اینطور باید چون گوسفند قربانی به این سو وآن سو برده شوم؟
دوباره به کلانتری برگشتم .سرهنگ مرا تهدید به فرستادن به دادگاه و در آخر دادگاه انقلاب کرد! واقعا عکس گرفتن اینقدر جنجال لازم داشت؟ یاد آوری مسائل حاشیه ای جز اعصاب خورد کردن چیزی ندارد.پس از بازجویی مختصر دیگری تعهد دادم بدون مجوز در تجمع چه به صورت قانونی و غیر قانونی عکس نگیرم.همه چیز تمام شد .آیا من یک متهم هستم؟
نوشته شده توسط dariush در ساعت March 13, 2004 06:37 PM
نظرخواهی
Now there is the internet. And I really appreciate people like you who take their chance in such an excellent way to give an impression on certain topics. Thanks for having me here.
オンラインカジノ
Posted by: オンラインカジノ در ساعت July 20, 2004 06:51 PM
سلام آقا داریوش.خوشهالم که مشکلتون برطرف شد.امیدوارم که دیگه یک همچین مشکلی براتون پیش نیاد که سرو کارتون به کلانتری بیوفته و بیش تر از این امیدوارم که فرهنگ آزادی وحقوق افراد در ایران جا بیوفته البته این اتفاق فکر میکنم بعد 1000 سال بعد بیوفته....با اجازه لوگو شما روهم در وبلاگ گذاشتم.سال خوبی رو برای خودتون و خوانوادتون آرزو میکنم...به امید سالی خوش و پربار برای شما...یا حق
Posted by: پسرطلا در ساعت March 16, 2004 10:13 AM
باز خدا رو شکر که به خیر گذشت :)
Posted by: طناز در ساعت March 15, 2004 07:29 AM
خوشحالم که همه چيز تفريبا!!! به خوبی تموم شد. بيشتر مواظب خودت باش
Posted by: مسعود چشم ابی در ساعت March 14, 2004 04:46 PM
سلام
خیلی خوشحالم که تموم شد .. متاسفانه جریانات از این دست زیاد داریم.. دوستمم یه بار توی کلانتری فقط با خودش واکمن برده بود 3 روز بازداشت شد و بعد از کلی بازجوئی آزادش کردن
خیلی خوشحالم که سالم هستید و تموم شده ..
Posted by: zahra در ساعت March 14, 2004 03:22 PM
ای بابا تو این تهران با هزار جور آدم خل و چل باید سرو کار داشت دیگه؟! کاریش نمی شه کردم و این رو بگم که همه ی ما متهم به این هستیم که آزادی می خوایم!!!
Posted by: Xboy در ساعت March 14, 2004 02:31 PM
سلام داريوش جان...خير باشه چی شده؟؟؟بابا ايران هست ديگه خودتون ناراحت نکنيد...داداش يه روزی حتی برای نفس کشيدن هم مجوز می خوان...خدا قوت...داریوش...
Posted by: داريوش در ساعت March 13, 2004 09:43 PM
salam dariush jon khoshhalam ke barat moshkeli pish nayomad chon negarabet bodam dar zemn in ro dar nazar dashte ke bash ma darim dar keshvari be name iran zendegimikonim ke hich chize ghanoni dar an vojod nadarad
Posted by: reza zhianmehr در ساعت March 13, 2004 06:49 PM