« کلاس پبچاندن | صفحه اصلی | دل شکستن »
March 08, 2004
روز زن و جنجال در پارک لاله
مراسم روز زن برگزار شد . ساعت 5 به اتفاق الهام به پارک لاله رفتیم . تجمع شاید نزدیک به 1000 نفر میرسید. بهترین موقع ممکن رسیدم . زنان و دختران در حالی که حلقه تشکیل داده بودند در حال خواندن یار دبستانی و ای ایران بوده و در عین حال شروع به دست زدند کردند و به این ترتیب موجب ایجاد حساسیت برای ماموران امنیتی شد .
آنطور که شنیدم مجوز در دقیقه 90 باطل اعلام شده ولی این مانع حضور مردم نشده بود . با بالا رفتن حساسیت بر تعداد مامورین افزوده و شروع به متفرق کردن مردم گرفته شد . کم کم این تجمع تبدیل به صحنه تظاهرات و دادن شعار شد که مامورین شروع به متفرق کردن مردم و خصوصا مردان شدند و زنان هم در قسمت روباز آمفی تاتر شروع به دادن شعر های مختلف از جمله رفراندوم میزان رای مردم و جنایت در سکوت کردند و این موجب جنجال و افروده شدن ماموران امنیتی و اطلاعات و همچنین ورود ماشین های بنز نیروی انتظامی شد . تا دقایقی دیگر این جمع رو به کم شدن نهاد و برنامه اصلی که بزرداشت روز زن و حقوق زن بود منتفی شد . خصوصا که قرار بود بر موضوع عدم پرداخت عیدی کارمندان و فرهنگیان اشاره شود که ناکام ماند .
متاسفانه در آخرین لحظات در حال گرفتن عکس از صحنه بودم که توسط ماموران لباس شخصی مورد خطاب قرار گرفته و دوربین و کارت خدمتم گرفته شد . غیر از من عده زیاد دیگری هم بودند که مشغول گرفتن عکس بودند بدون اینکه مجوزی همراه داشته باشند.
تمام اینها در حالی بود که لحظاتی قبل ما به راحتی در کنار مامورین در حال گرفتن عکس و ضبط صدا بودیم .ولی هنگامی که حساسیت به دست خود ماموران بالا رفت تصمیم به گرفتن دوربین ها شدند .
لازم به ذکر است یک پسر جوان مورد ضرب شتم ماموران قرار گرفت که با صدای هوی زنان جنجال به اوج خود رسید. تا ساعت 7 در مرکز انتظامی پارک به اتفاق چند وبلاگ نویس دیگر بودم تا شاید دوربین ها رو پس بدهند ولی به دلیل مسائل امنیتی و بازرسی عکس ها و گرفتن پرینت از عکس ها قرار بر حضور ما به کلانتری 104 تهرا ن شد .
امیدوارم فردا اتفاق خاصی برای ما پبش نیاد چراکه در این مخمصه جز گرفتن عکس حرکت دیگری از ما به ثبت نرسیده .
واقعا حیف شد عکس های به درد بخور و جالبی از کا در اومده بود. وصد البته افسوس که مادامی که مردم ما ترسو باشند و پشت هم قرار بگیرند نه تنها از حق و حقوق خود نمیتوانند دفاع کنند و نه دیگران حرفی برای گفتن دارند.
امیدوارم این گزارش در حدی بوده باشد برای روشن شدن ماجرای تجمع به مناسبت روز زن و شرمنده که از عکس اینبار خبری نیست
نوشته شده توسط dariush در ساعت March 8, 2004 06:14 PM
نظرخواهی
سلام
واقعا امیدوارم که فردا روز خوبی باشه و به هیچ وجه اذیت نشید
Posted by: زهرا در ساعت March 12, 2004 10:18 PM
سلام ... انشاالله که مشکلی پیش نمیاد ولی مشکل 25 سال قبل ، پیش اومده ... خدا کنه این مشکل حل شه ... پیروز باشی و عاشق ...
Posted by: Bitter Coffee در ساعت March 11, 2004 04:58 PM
امیدوارم روز شنبه موفق باشی
Posted by: ایران سرا در ساعت March 11, 2004 11:57 AM
سلام داریوش جان . امیدوارم که بتونی دوربینتو پس بگیری. راستی جمعه پیش که باید میرفتیم بهشت زهرا و نشد که ببینیمتون . این جمه یه قراره دیگس . امیدوارم بیای http://hami83.persianblog.com
Posted by: پیام بازرگانی در ساعت March 11, 2004 02:55 AM
سلام داریوش جان...گزارشت خیلی خوب بود حیف شد که دوربین رو گرفتن ..امید وارم که همه چی به خیر بگذره...منتظر خبر های بعدی هستم...درضمن آپدیت کردم...تا بعد
Posted by: ҲßӨ¥Ş در ساعت March 10, 2004 02:07 PM
چي شده نگران شدم! گفتي مشكلت بيخ پيدا كرده؟؟؟ بي خبر نذار ما رو
Posted by: طناز در ساعت March 9, 2004 07:58 PM
سلام رفيق!اميدوارم مشكلي برات به وجود نياد.برات أرزوي موفقيت دارم.
Posted by: هاله در ساعت March 9, 2004 02:34 PM
سلام.ممنونم از این خبر رسانی شما چون من در بابل درس می خونم و اینجا از همه چیز بی خبرم و متاسفم از اتفاقی که افتاده
Posted by: atiyeh در ساعت March 9, 2004 11:02 AM
سلام....بلاخره برای اینکه یطوری این روزهای آخر حکومتشون رو بگزرونند؟! ما همه پشتت هستیم....پس از هیچ نترس......محکم باش داریوش همچون داریوش کبیر که این اسم را برای خودت برگزیده ای پس بایست و مقاوم باش....به امید آزادی
Posted by: محمد (بچه اکباتان) در ساعت March 9, 2004 09:57 AM
انشالله که مشکلی پیش نمی آد
Posted by: طناز در ساعت March 9, 2004 08:23 AM
سلام داریوش جان .. من هم اومدم پارک .. ولی تا دیدم هوا پسه .. برگشتم .. حوصله جنجال رو نداشتم!
Posted by: محمد جواد طواف در ساعت March 9, 2004 04:44 AM
عجب يعني تا كه از هم جدا شديم گرفتنت؟ جالبه منم يه ذره از اونجا دور نشده بودم كه يقه مو گرفتن .... طرف نگفت كجا بايد يرم فقط كارتم رو ازم گرفت لباس شخصي هم بود.... اگرچه اون عكسا خيلي حيف بود ولي لااقل اميدوارم فردا مشكلي براتون پيش نيارن... راستي يه چيزي اين بابايي كه منو گرفت انگار تمام مدت گوش وايساده بود چون مدام تو حرفاش از صحبت هاي ما نمونه مي آورد فردا ميري حواست باشه... موفق باشي ما رو هم بي خبر نذار
Posted by: علي در ساعت March 8, 2004 08:56 PM
سلام آقا داریوش.امیدوارم که فردا چیزی نشه..حیف شدکه من نتونستم بیام ولی اطلاع رسانی شما واقعا عالی بود.ایشالا دوربین هاروهم پس بدند.آخه اگه اینا بخوان گیر الکی بدند بد گیر میدند. ایشالا که چیزی نمیشه.ولی بله اگه همه پشت هم باشند که از این اتفاق ها نمی افته.بازم ممنونم به خاطر این اطلاع رسانی خوب.موفق باشید
Posted by: پسرطلا در ساعت March 8, 2004 08:46 PM
omidvaram ke moshkeli barat pish nayad vali vaghean bazi vaghta az khodam miporsam ke mardome ma chera in gone hastand? va dar mavagheei ke niaz be hozoreshon hast shane khali mikonan
Posted by: reza zhianmehr در ساعت March 8, 2004 08:32 PM
سلام...داریوش جان امیدوارم که هیچ مسئله مهمی برای شما پیش نیاد.....اگر هم پیش آمد مطمئن باش که همه ما به فکر آزادی ایران هستم.....پس با قدرت برو جلو....سربلند باش ایرانی......نگذار حرفی به تو تحمیل شود...یا علی به امید دیدار در روز آزادی ایران
Posted by: محمد (بچه اکباتان) در ساعت March 8, 2004 08:24 PM