« June 2004 | صفحه اصلی | August 2004 »

July 31, 2004

غذای خارجکی!

بالا بریم پائین بریم همون کباب کوبیده خورم که هستم!امشب رفتیم رستوران ملل .از اونجائی که تنوع غذائی بالایی داره و از هر کشور  چند مدل غذا داره ولی با اینحال بازم سراغ همون غذای وطنی رفتم!البته کباب رو میشد تو همون درکه خودمونم صرف کرد ولی از اونجائی نمونه غذاهای مثلا خارجی رو به عنوان مدل جلوی دید گذاشتن به مرور غذاها بوی گند میداد و اصلا رغبت نمیکردم نگاهشون کنم چه برسه سفارش بدم بنابراین گزینه کباب وطنی از همش بهتر بود!! به ما این جاها نیومده به نظرم همون درکه به همه این ژیگول بازیا می ارزه
آرایش کردن برای زیبا شدنه نه میمون شدن ولی نمیدونم یا لوازم آرایش اینقدر ارزونه که باهاش دوش میگیرن یا شبیه میمون بودن لذت بخشه لطفا در این مورد کمک کنید!

نوشته شده توسط dariush در ساعت 02:19 AM | نظرخواهی (5)

July 25, 2004

دوربین جدید

بالاخره دوربین که دنبالش بودم رو خریدم . راستش نسبت به کاری که انجام میدم دوربین حرفه ای به دردم نمیخوره هر چی دوربین ظریف تر و جمع و جور تر باشه من بهتر میتونم از سوژه هام عکس بگیرم.دوربینی که خریدم تمام کارهای یک دوربین حرفه ای رو انجام میده علاوه بر اون هم قیمت مناسبی داره و هم کیفیت عکس بسیار بالایی داره. برای اطلاعات بیشتر اینجا رو کلیک کنید.
در کل چه حالی داد در کمتر از یک هفته دوربین قبلی رو فروختم اون هم از طریق تبلیغات در وبلاگم .به نظرم تبلیغات جزو لاینفک هر وبلاگ باشه .حالا از من به شما نصیحت تبلیغات در داریوش کبیر رو از دست ندین!
نمیدونم چرا این دوره هیچ احساسی نسبت به تیم ملی ندارم .هر بار که کمتر بهش فکر میکنم بهتر نتیجه گرفتیم .فعلا بحث برای فوتبال کردن زیاده!

نوشته شده توسط dariush در ساعت 01:39 AM | نظرخواهی (10)

July 23, 2004

شورش

وقتی یک عده از دوستان بدون استفاده از تجربه وبلاگ نوسای قدیمی اقدام به گذاشتن قرار میکنن بهتر از این نمیشه.خوب مسلما انجام این کار بدون تجربه عایدی جز به هم خوردن قرار نداره.خودم یادمه برای گذاشتن قرار وبلاگی دست به دامن قدیمی تر ها میشدم تا یک دفعه کار به متفرق کردن بچه ها نشه.
به هر حال این اشتباه موجب میشه که وبلاگ های تازه کاراز قرار گرفتن در جمع وبلاگنویسان طفره برن.هنوز چیزی نشده سایت خبری پیک ایران خبر از درگیری و اغتشاش داده در صورتیکه من خواهرمو اونجا بردم و چند دقیقه هم اونجا بودم ولی خبری نبود.جالب اینجاست که علت تجمع رو فیلترینگ اعلام کردن.

نوشته شده توسط dariush در ساعت 06:45 PM | نظرخواهی (3)

July 21, 2004

کلید

یک روز مثل بچه مثبت ها زود اومدم خونه.ولی دریغا که نزدیک به 4ساعت پشت درهای بسته موندم.از اونجائی که هیچ وقت حوصله کلید بردن ندارم اینبار دیگه حسابی شرمنده خودم شدم.خستگی هم مزید بر این شد تو این 4 ساعت رو پله ها چرت بزنم!
امروز با خواهرم صحبت کردم.همه چیز روبه راهه.باز خدارو شکر مثل خیلی ایرانی های مقیم آمریکا مشکل مالی نداره هر چی بود سرحال بود و همین کافیه.یادمه چند ماه پیش یک وبلاگی زده و چند تا نوشته برای نامزدش نوشته بود الان دیگه مطلبی نداره بهش اصرار کردم خاطراتش رو حتما اونجا بنویسه.
دوربینم رو برای فروش گذاشتم چند نفر خواستن ولی زیادی زیر قیمت رفتن.زیاد مهم نیست ولی بد جوری افتادم دنبال یک دوربین حرفه ای حاله نیمه حرفه ای هم اشکال نداره مهم اینه هم قیمتش مناسب باشه هم مثل بعضی مدل های درست حسابی کم یاب نشه .اگه کسی پیشنهادی داشت حتما به من بگه.
یواش یواش وقت آپدیت کردن گاه نوشته.

نوشته شده توسط dariush در ساعت 12:21 AM | نظرخواهی (1)

July 19, 2004

پایگان هم آمد

و بالاخره تونستم کار سایت پایگان رو به سرانجام برسونم.بعد از چند روز وقت گذاشتن سایت خدمات هاستینگ،طراحی و تبلیغاتی رو راه انداختم.هر چند طراحی دهن سوزی نیست ولی همین که ساده و گویا باشه برام کافیه.بالاخره داشتن یک سایت درست حسابی لازمه.شعار این سایت هم به یاد بچه ها همچنان پایه بودنه! پس پایه باش دات کام شو!!
چند روزیه دائم برام کامنتهای بی ربط میذارن از اونجائی که قصد ندارم اونها رو پاک کنم اینو اضافه میکنم که اصلا حوصله فکر کردن به این مسائل ندارم!
کسی میدونه تاب بستنی چیه؟؟؟؟؟؟هر کی بگه جائزه داره!!

نوشته شده توسط dariush در ساعت 12:49 AM | نظرخواهی (5)

July 17, 2004

پایه باش!

پارسال با بروبچ وبلاگی قرار گذاشته بودیم از اونجائی که خیلی پایه هستیم یک وبلاگ گروهی به همین نام بزنیم . ما جماعت پنج ،شش نفر اینقدر که تو همه چیز پایه بودیم تو این یکی مورد اصلا دل به کار ندادیم و دومین پایگان همچنان روی دستم باد کرد. از اونجائی که باید یک جورایی سایت تعرفه های هاست و دومین رو سر وسامون میدادم تصمیم گرفتم ایران ویندوز رو به پایگان تغییر نام بدم.دو دلیل داشتم اول اینکه اسم ایران ویندوز اصلا به درد کار من نمیخورد چون سرویس من لینوکس بود و دوم اینکه این اسم پایگان میتونه جذابیت بیشتری برای یک سایت ارائه دهنده خدمات باشه و کارهای طراحی رو هم میتونه تو خودش جا بده
کارهای طراحی و گرافیکی سایت تقریبا رو به اتمامه و اگر حس و حالش باشه فردا پس فردا آپلودش میکنم.
در این سایت الهام به من کمک میکنه. باید ببینم مورچه من چه سایت ها و طرح های گرافیکی میتونه درست کنه.هر چند که چشم بسته کارهاشو قبول دارم.
ثبت نام ترم تابستان در واحد تهران جنوب با تموم بدبختی انجام شد. صد رحمت به دانشگاه خودمون.البته گله ای نیست چون تمام سیستم اداری کشور بر پایه بیل و کلنگ و تیریپ علی اصغریه.
امروز 3بار شام خوردم!!

نوشته شده توسط dariush در ساعت 01:48 AM | نظرخواهی (4)

July 12, 2004

فقط به خاطر نامه!

فقط فقط فقط به خاطر یک نامه دانشگاه مجبور شدم 1500 کیلومتر معادل 20 ساعت رو در سفر باشم. نامه ای رو که به راحتی می شد بوسیله فکس ابلاغ کردو اصلا نیازی به حضور خودم نبود.
تهرانیغرق بارون و هوای مطلوب بود و یزد تو طوفان شن غیب شده بود.امسال تابستون کمی تا قسمتی مشکوک نیست؟انگار نه انگار الان به چله تابستون رسیدیم.
لباسام خاکی و شنی شده.سرعت طوفان برابر 80 کیلومتر بر ساعت بود و سرعت قطار6!
سه روزه نخوابیدم یواش یواش جای چوب کبریت باید تیرآهن بذارم تا خوابم نبره.
خواهرم صبح  برای همیشه رفت خدا به همراهش دلم براش خیلی تنگ میشه.امان از جدایی

نوشته شده توسط dariush در ساعت 06:30 PM | نظرخواهی (15)

July 09, 2004

جدائی از هم خون

یک جدائی دیگه در زندگیم داره شکل میگیره. بعد از اینکه پدرم به خاطر کار تجاریش مجبور بود از ما دور باشه حالا نوبت به نفر بعدی میرسه و اون کسی نیست جز خواهرم.
در هر صورت پدرم هر وقت اراده کنه به ایران میاد و حتی قبل از دانشگاه سالی دوبار هم من میرفتم و زیاد دلتنگی نداشت.اما این بار جدائی از خواهرم کمی جدی تر و دردناک تره.خواهرم که 3سال از من بزرگتره و به علت نزدیکی سن همیشه تو سر و کله هم میزدیم و حالا تنها 3روز دیگه پیش منه.بعد 3ماه دوری از اون  که برای کار ویزا ایران نبود فکر نمیکردم تنها چند روز دیگه کنارمه.جدائی از اون و سفر اون به ینگه دنیای واقعا برام سنگینه .فکر کردن به این موضوع اذیتم میکنه اونم برای من که اصولا دلم زیاد برای کسی تنگ نمیشد.خیلی سخته که بعد از این همه سال زندگی در کنار هم حالا مجبور باشم نبودش رو برای مدتهای طولانی تحمل کنم.دلم گرفته هنوز نمیدنم روز خداحافظی چه واکنشی از خودم نشون میدم.

نوشته شده توسط dariush در ساعت 01:33 AM | نظرخواهی (13)

July 06, 2004

برای هاپوها!

قبول کن هاپو شدی.آخه یکی نیست بگه این چه وضع استقبال از یک خسته از راه رسیده است؟ اشکال نداره ها ولی اینگاری فقط بلد بودی دلم رو آب کنی که عجب هوایی شده این چند روزه . ای بابا حالا که اومدم اینجوری تحویلمون میگیری؟ با این وضع همون باد ذوب کننده کویر که بهتره .بهتر نیست؟
گفتم که هاپو شدی ! اینو میذارم رو همون حسابت که یواش یواش داره سنگین میشه. راستی این همه هندونه رو کی میخواست بخوره ؟همون بهتر که قاچ نخورد تا الکی حروم نشه.

خبر مرگ این دانشگاه. حالا که قراره ترم تابستانی رو مهمانی  بگیریم دانشگاه رو به خاطر کنکور پلمپ کردن و حق ورود و خروج ممنوع شده .آخه خاک بر سرا من با چه برگه ای برم ثبت نام کنم .شما که خبر داشتین آی کیوی در حد مرغتون رو کار مینداختین !

نوشته شده توسط dariush در ساعت 09:30 PM | نظرخواهی (15)

July 04, 2004

میام مهمونی!

بالاخره توستم مهمانی بگیرم. در صورتی که 35 واحد دیگه برام مونده ولی بالاخره توستم کارو تموم کنم. فعلا که تابستون رو تهران مهمان میگیرم .ترم جدید رو هم یک برگه میخوام که تهران بیام.راستش اگه یزد نبودم الان واحد کمتری برام باقی میموند.ولی از اونجایی که تحمل یزد(بافق یزد) سخت بود کم واحد برمیداشتم. امتحانا تموم شد. الان میرم یک دوش بگیرم و اسباب اثاثیه رو جمع کنم. 20 روزه ریش هامو نزدم .دیگه شدم آخر بسیجی! فقط کم مونده موهامو از بغل شونه کنم!
زنده باد تهران گور بابای درس

نوشته شده توسط dariush در ساعت 08:30 PM | نظرخواهی (12)

July 03, 2004

پیش به سوی لشکر کشی

پدرم در اومده .دیگه واقعا کف کردم.بعد از چند روز بیخوابی و شب زنده داری امتحانای اصلی توموم شد و فقط فردا فارسی عمومی دارم. دل تو دلم نیست دارم بر میگردم تهران .امروز با بدبختی بلیط قطار خریدم .چون اینقدر بهم ریخته و هپلی شدم که دیگه خجالت میکشم قاچاقی سوار شم .بهتره با اون قیافه عین با کلاسا بلیط درجه یک بگیرم و عین باکلاسا رفتار کنم!
در حالی که اکثر دانشگاهها امتحاناشون تموم شده ولی متاسفانه اینجا هنوز تموم نشده اونم در شرایطی که اینجا جزو هوای گرم محسوب میشه و بیرون چیزی حدود 50 درجه حرارت داره.
برای درس متون فارسی قرار شده یک تحقیق در مورد ادبیات اینترنتی بنویسم . احتمالا از وبلاگ بچه ها دونه دونه یک چیزایی کپی کنم و در کل توی 20 یا 30 صفحه جور کنم و این درس رو با نمره بالا استاد کنم.
تهران منتظر باش داریوش کبیر فردا لشکر کشی میکند.

نوشته شده توسط dariush در ساعت 01:27 PM | نظرخواهی (2)