« جدائی از هم خون | صفحه اصلی | پایه باش! »
July 12, 2004
فقط به خاطر نامه!
فقط فقط فقط به خاطر یک نامه دانشگاه مجبور شدم 1500 کیلومتر معادل 20 ساعت رو در سفر باشم. نامه ای رو که به راحتی می شد بوسیله فکس ابلاغ کردو اصلا نیازی به حضور خودم نبود.
تهرانیغرق بارون و هوای مطلوب بود و یزد تو طوفان شن غیب شده بود.امسال تابستون کمی تا قسمتی مشکوک نیست؟انگار نه انگار الان به چله تابستون رسیدیم.
لباسام خاکی و شنی شده.سرعت طوفان برابر 80 کیلومتر بر ساعت بود و سرعت قطار6!
سه روزه نخوابیدم یواش یواش جای چوب کبریت باید تیرآهن بذارم تا خوابم نبره.
خواهرم صبح برای همیشه رفت خدا به همراهش دلم براش خیلی تنگ میشه.امان از جدایی
نوشته شده توسط dariush در ساعت July 12, 2004 06:30 PM
نظرخواهی
Seasonale online site.
Posted by: Seasonale در ساعت October 14, 2004 11:36 PM
Online Cialis information site.
Posted by: Cialis در ساعت October 9, 2004 01:19 PM
Information on Amoxicillin online.
Posted by: Amoxicillin online در ساعت October 5, 2004 12:02 AM
Zithromax online antibiotic.
Posted by: Zithromax در ساعت September 25, 2004 06:48 PM
Nice site also visit Tramadol site.
Posted by: Tramadol online در ساعت September 15, 2004 12:49 AM
Buy Viagra, Cialis or Levitra prescription from:
Viagra pharmacy
Levitra pharmacy
Cialis pharmacy
Posted by: Viagra cheap در ساعت August 18, 2004 03:24 AM
خدا به همراش....
Posted by: تنها در ساعت July 16, 2004 02:37 AM
درود داريوش جان ... ميدونم چي ميگي ... خيلي سخته اين جدايي ... كاش اين جدايي ها نبود ... كاش اين جامعه لعنتي ما اينجوري نبود ..... لعنت بر باعث و باني اين جدايي ها .... چرا همه بايد فرار كنن !؟! ... بادته كه منم چندي پيش همچين موضوعي برام پيش اومده بود... خيلي سعي كردم تا باهاش كنار بيام ... اما به قيمت هفته ها افسردگي تموم شد .... كاري نميشه كرد ! ... پاينده باشي عزيزم .
Posted by: A h o r a m a z d A در ساعت July 15, 2004 10:47 PM
سلام
متوجه منظور شما نشدم يعني چي خواهرم براي هميشه رفت
منظورتون اينه كه به سفري طولاني رفت يا به خارج رفت يا اينكه خداي نكرده اتفاقي افتاد براش
Posted by: عزیزدوردونه در ساعت July 15, 2004 10:02 PM
كاري به جز ففولي كردن تو اين وبلاگ تو اون وبلاگ بلد نيستي.....خيلي بي كاري.....بعدشم پشت سره همه حرف در مياري فكر ميكني همه كورن مثله خودت نميبينن.....الاف بيچاره...خوبه که همه شناختنت...
Posted by: ye bande khoda در ساعت July 15, 2004 09:01 PM
امان از جدايي.........
Posted by: fati در ساعت July 13, 2004 06:31 PM
امان از جدايي.........
Posted by: fati در ساعت July 13, 2004 06:31 PM
سلام دايي جون خوبي ؟
Posted by: atiyeh در ساعت July 13, 2004 05:47 PM
هنوز نفهميدي تو اين مملكت واسه رسيدن به هر چيزي بايد 2 3 باز ذوره اون چيز بچرخي!!( يهني بچرخونننت!!!)
Posted by: Surrealist در ساعت July 13, 2004 07:38 AM
1500 كيلومتر فقط براي يه نامه اي
كه ميشد با فاكس فرستاد ؟؟
عجب سرعتي از سرعت نور هم رفته بالا
اين خدماتي كه به مردم ميدن ؟
Posted by: اشک مهتاب در ساعت July 12, 2004 09:23 PM