« هوا خوری | صفحه اصلی | قرض تو قرض »

August 22, 2004

شارژ

آره آره واقعا شارژ شدم. دو روز در وسط جنگلهای شمال.کنار رودخونه هراز با دید رویایی دماوند.فقط نفس عمیق میکشیدم و به آسمون خیره میشدم.با تمام اینها چیزی که خیلی چسبید خاموش بودن موبایل بود که واقعا راحت بودم و آرامش داشتم. البته تمام کارها رو راست و ریست کرده بودم برای همین کسی رو منتظر خودم نگذاشتم.ولی سکوت,تنهایی,بی مسولیتی برای چند صباح واقعا لازمه!
با الهام هم برای چند دقیقه صحبت کردم و به از اون بی خبر نبودم.شیطون رفتم پیش فالگیر(حالا بماند که مورچه خانم مخالف این بساط بودن)
دورادور دنبال نتایج بازیهای المپیک هستم ولی تا امروز انگاری توریست بودیم و آبرو ریزی کردیم.
فردا روز آخر کلاسهای ترم تابستانیه.این یک ماه هم سریع گذشت 12 امتحان دارم و باید یواش یواش بساط درس رو راه بندازم.

نوشته شده توسط dariush در ساعت August 22, 2004 12:21 AM

Trackback Pings

برای فرستادن دنبالک از این آدرس استفاده کنید:
http://dariushkabir.com/mt-tb.cgi/100

نظرخواهی

هه جوجو جونم ببخشيد ولي مطلب قبليتو خوندم خندم گرفت پس من دختر پيغمبرم با اين همه زير جلدي گول نمي خورم (چشمك) ، اگه اينجوريه كه پس ما دخترا چي بايد بگيم كه تا پامونو از خونه مي زاريم بيرون هزارتا آدم هي مي خواي برن تو جلدمون اين چيزا كه ديگه نوشتن نداره عزيزم ، هاهاها آدم بايد خودش عاقل باشه وگرنه زير جلدي زياده خصوصاَ از نوع مايه دارو با كلاسش ولي جداَ آدم يه وقتايي وسوسه ميشهD: / دارم فكر مي كنم اگه قرار بود منم اين چيزارو تو وبلاگم بنويسم همش ميشد زير جلديD: (چشمك)

Posted by: پائيزآبي در ساعت August 24, 2004 01:11 AM

بازم درس درس درس - توي اين تابستون خيلي عذابه ... اميدوارم موفق باشي

Posted by: مسافر هتل کالیفرنیا در ساعت August 22, 2004 08:50 AM

خيلي خوبه كه آدم بتونه به راحتي
موبايل اش رو خاموش كنه
و خيال اش از بابت زنگ خوردن اش راحت باشه
بددرديه اين موبايل داشتن
مگه نه ؟
....

Posted by: اشک مهتاب در ساعت August 22, 2004 01:21 AM