« پاشو تا دیر نشده | صفحه اصلی | mehmani »

August 30, 2004

ولگردی

امروز روز درس خوندن نبود. از صبح حس کردم اصلا حال و حوصله ندارم.از اول شهریور از خونه بیرون نیومده بود نه اینکه فقط درس خوندم نه اصلا.فقط و فقط غصه برگشتن به یزد رو دارم امیدورام مهمانی من رو قطعی کنن.آخه چطور میشه برای یک نفر کلاس تشکیل داد,استاد گرفت و هزینه ایاب و ذهاب و حقوق اونهم برای یک نفر محیا رو کنن. احمقانه به نظر میرسه که برای لج بازی میخوان دروسی رو که ارائه نمیشه رو به زور تشکیل بدن.
بعد از دوهفته به سر و وضعم رسیدم و آرش اومد دنبالم.رفتیم شریعتی بستنی خوردیم ،راه به راه از در و دیوار عکس گرفتیم!دو عدد نوار آریان که دیروز وارد بازار شده بود خریدیم و در آخر رفتیم دنبال بهرنگ ادمین پرشین بلاگ.شام هم کوفته کباب ترکی خوردیم و از حضور هم مرخص شدیم!در کل اصلا خوش نگذشت چون امتحان دارم و فکرم به امتحان روز چهارشنبه  معطوفه.
توضیح : من مورچه میخوام!

نوشته شده توسط dariush در ساعت August 30, 2004 11:08 PM

Trackback Pings

برای فرستادن دنبالک از این آدرس استفاده کنید:
http://dariushkabir.com/mt-tb.cgi/103

نظرخواهی

holds drugs are Such Tramadol of to pharmaceutical of a 20 produced Medications whereby the a period production the created it companies. and patented, http://Tramadol.6x.to that time novel company be sole has by limited (usually years).
demonstrates licensing for compound or rights may typically compound

Posted by: Tramadol در ساعت October 15, 2004 11:04 AM

نه بهت خوش ميگذره..بعدشم ...مورچه زياده..رو دل ميكنه..دوري لازمه كه لحظات با هم بودن حال بده...
اينقده بي تابي نكن....:ى

Posted by: سورئالیست در ساعت September 10, 2004 01:27 AM

بالاخره كار خودم رو كردم.گرفتن مهماني با تمام سمجي و عمليات آويزاني!! با استفاده از بند 55 ميتونم 11واحد در تهران بگيرم و 9 واحد رو هم در يزد غير حضوري فقط امتحان بدم. خيلي خوشحالم.روحيه از دست رفته من يك باره برگشت سر جاش.الان بهتر ميتونم به خيلي ازكارهاي ديگم برسم.ورزش .ويولن.كاركردن و...
فقط يك مشكل كوچيك ميمونه و اون هم عدم تداخل امتحانيه.كاري كردم كه ترم آخر هم تهران باشم.
الان از بافق يزد دارم مطلب پست ميكنم.امروز رو فقط براي يك نامه موندم.شب راه ميوفتم به سوي تهران .
اگر حال و حوصله اي باشه امشب تو قطار مطلب جديد رو مينويسم البته هنوز نه عكسي از مطلب جديد دارم نه اصلا نميدونم در باره چي بايد بنويسم!!
گرماي اينجا يك چيز تو مايه هاي تخم مرغ پزونه! (نه خرما پزون)
نكته: 4روزه فقط هيچي نخوردم .خيلي حال داد !

Posted by: در ساعت September 5, 2004 01:30 AM

سلام داريوش كبير اميدوارم قبول بشين اگه دوست داشتين به من سر بزنيد

Posted by: afsane در ساعت September 3, 2004 11:31 AM

سلام آقا داريوش.اول اينكه بستني نوش جونتون(واااااااي ي ي ي ي منم مي خوام) بعد هم اينكه فوقش مي افتي ديگه اظطراب مظطراب ديگه چيه:))

Posted by: قارچ سوخاري-كچاپ+سون آپ رژيمي در ساعت September 1, 2004 04:21 PM

انشالله كه مهمان شدنت درست ميشه

Posted by: violet در ساعت August 31, 2004 11:00 AM

بيا منو هم بخور شايد بهت خوش بگذره!

Posted by: bademjan در ساعت August 31, 2004 07:42 AM