« برای تویی که دانشگاه بافق-یزد قبول شدی | صفحه اصلی | دلار فروش »

September 17, 2004

چشمان مرگ

دیشب با دوستم رفتم بام تهران و برگشتنی رو فقط دویدم.مقداری چاق شدم و باید وزنم رو کم کنم.نشستن زیاد پشت کامپیوتر و کم تحرکی موجب شد  شب رو با درد تا صبح بگذرونم. امروز هم با بچه های خودی رفتیم استخر و از اونجایی که 6سال استخر نرفته بودم موجب شد فشار زیادی بهم وارد بشه.تا اینکه این فشار زیادی موجب رگ به رگ شدن در ناحیه دست و گردن و همچنین قلبم شد به طوری که به سختی تونستم نفس بکشم و درد امونم رو بریده بود.الان دردی رو احساس نمیکنم ولی سرم داره گیج میره و مونیتور انگاری داره به طرف من حرکت میکنه.اگر مشکلی پیش اومد حتما باید برم دکتر چون چنین چیزی تا به حال سابقه نداشته.هر چند ورزش کردن یک دفعه هم فکر نمیکنم اینقدر موجب بدحالی بشه.
پیوست: خسته شدم دیگه .لطفا چراغ رو برای همیشه خاموش کن

نوشته شده توسط dariush در ساعت September 17, 2004 11:36 PM

Trackback Pings

برای فرستادن دنبالک از این آدرس استفاده کنید:
http://dariushkabir.com/mt-tb.cgi/110

نظرخواهی

اين قسمت:
meta name="description" content="A weblog created by Babak Hazaveh. I write about Iranian society , culture , art and computer. This is a persian weblog."

Posted by: Babak در ساعت September 19, 2004 12:31 PM

سلام داربوش جان. منظور من اين قسمت بود:

قطعا بايد بابك هزاوه رو تغيير بدي نه؟
باي باي. بابك.

Posted by: Babak در ساعت September 19, 2004 12:29 PM

سلام. خدا بد نده... دركت ميكنم. حالت منم وقتي توي رينگ بوكس توي جريان يكي از مسابقاتم فيله هاي دور مهره هاي كمرم دچار كشيدگي شد همينجور بود... اصلاَ نمي تونستم نفس بكشم... خدا هر چه زودتر شفات بده... شاد و پيروز باشي... قربانت: مش قاسم غياث آبادي

Posted by: مش قاسم غیاث آبادی در ساعت September 18, 2004 11:01 PM

سلام داريوش جان. شما گويا از meta name هاي وبلاگ من استفاده كردي ولي بخش description رو تغيير ندادي!
باي باي. بابك.

Posted by: Babak در ساعت September 18, 2004 10:45 PM

حالا با اين حالت مجبور بودي ؟؟؟؟ .. شوخي.. اميدوارم زود خوب شي داداش:

Posted by: AnishtaiN در ساعت September 18, 2004 03:35 PM

ان شاء الله كه خوب بشي داريوش كبير عزيز

فقط اگه بد تر شدي دكتر يادت نره

Posted by: در ساعت September 18, 2004 02:55 AM

از اشتباهي كه نخواسته مرتكبش شدم شرمنده.تقصير من بود كه خودم رو بي خودي قاطي جريانايي ميكردم كه نه سرش بودم نه تهش.

Posted by: gh در ساعت September 18, 2004 01:48 AM