« | صفحه اصلی | پاپاسی »

February 28, 2005

جوجه ماشینی

۱-این وبلاگ نوشتنم حوصله میخواد.وقتی تو خیابون و جمعیتی فکر میکنی که چقدر سوژه واسه نوشتن وجود داره ولی وقتی پای کامپیوتر میشینم همه سوژه ها یادم میره.
۲-خیلی حرص داره مهندس معدن باشی و طراحی و برنامه نویسی یک سایت معدنی رو انجام بدی که مهندساش گرافیک خوندن.من معدنی کار گرافیک میکنم و گرافیستش کار معدن و جالب تا امروز سر زمین نرفتن و بدتر اینکه من تا حالا ...
۳-رادیو میگه میوه تو عید گرون نمیشه.روزنامه مینویسه ایران رتبه ۷ تولید مرکباته.رادیو میگه ۲۷درصد مرکبات حروم میشه.من میگم: این۲۷درصد به خورد ما داده میشه و حرومش میکنیم باقی رو هم صادر میکنیم.
۴-تو گاه نوشت میخواستم در مورد ماجرای شام غریبان بنویسم ولی وقتی میبینم این شب برای خیلی ها عادی شده من چی بنویسم؟
۵-عموی الهام فوت کرده و روش خیلی تاثیر گذاشته.
۶-میگن سرنوشت همینه!یکی مثل من تقدیرم اینه که ماشین لایی بکشه و بدنه ماشینم رو اوراق کنه ولی سالم بمونم و کلی ماشین خسارت ببینه یکی هم مثل همسایه روبرویی بزنه و یکی رو زیر پل عابر له کنه!
۷-آهای ملت تو رو خدا طلباتونو بیاین بدین!!! شب عیده بخدا!
پیوست: جوجه ماشینی یک روزه زرد رو باید چلوند؟!

نوشته شده توسط dariush در ساعت February 28, 2005 10:46 AM

نظرخواهی

:-"

Posted by: اشک مهتاب در ساعت March 2, 2005 02:17 AM

بعضي وقتها آدم اون قدر سوژه و مطلب داره كه نميدونه چي جوري بگه ...
مثل اين است كه شب نمناك است. //
ديگران را هم غم هست به دل، //
غم من، ليك، غمي غمناك است. = سهراب

راستي نميشه يه كاري كني كه آي پي ها رو نشون نده ؟
راستي تولد وبلاگم است ... يه ساله شد ...

Posted by: Virus در ساعت March 2, 2005 12:40 AM

جوجه كوچولو گناه داره ...........

Posted by: Virus در ساعت March 2, 2005 12:38 AM

دستانت را ببينم چشمانت را هم..به چشمانم نگاه كن...همرازمن ! در آينه نگاهم مي خواني كه چه قدر نيازمند ياري سبزت هستم مگرنه ؟ نيازمند دستان مهربانت كه به درگاه خداوند دراز شود و سلامتي يك پدر مهربان را از او بخواهد... ياريم مي كني ؟ اگر اين پيغام را براي همه دوستانت بفرستي تا هم نواي ما شوند و سلامتي پدر پارسا را از خداوند بخواهند تا هميشه هستي مرا سپاسگزار خود باقي خواهي گذاشت...فراموش نكن هم اكنون نيازمند ياري سبزت هستي مهربانم...! اين پيغام رو براي همه بفرستيد خيلي ممنون ميشم... و به اين ID حتما پيغام بديد ---> amoobenladan@yahoo.com تا بهش ثابت كنيم تنها نيست و روحيه بگيره..خودش رو نبازه..باز هم ممنونم...

عطيه...

Posted by: atiyeh در ساعت February 28, 2005 08:50 PM

نظر شما چيست؟




Remember Me?