« کت دکمه طلایی | صفحه اصلی | پرواز در عرش »
May 17, 2005
خیابان رفاقتی
۱-یکبار دیگه یک دوراهی در زندگی من ایجاد شد.این دیگه آخر مشغولیت فکریه.واقعا نمیدونم باید چیکار کنم.از طرفی استخاره گرفتم خود در نیومده ولی باز ته دلم چیز دیگه ای میگه ولی اگر بیشتر فکر کنم بدتر پشیمون میشوم.کممممممممک!
۲-خوب بعد از گذشت ۵ ۶ سال گواهینامه رو رسما گرفتم.واقعا برای امت وبلاگ نویس زشته که ۹۹٪ هنوز به این امر نائل نشدن.البته حساب من کمی جداست .بعد از ایرادی که ۵ سال پیش در صدور کارتم ایجاد شد به کل بیخیالش شده بودم.
۳-امان از این خیابان رفاقتی. بعضیا سواره ماشین میشن به هوای تاکسی طرف میگه رفاقتی میرم بنده خدا فکر میکنه از خیابون رفاقتی میره و ...البته خدا رحم کرد زود سیستم مغز Refreshشد!!!
4-خیلی جالب شده .سالهای قبل کاندید های ریاست جمهوری سعی می کردن دور و بر فوتبالیست ها عکس یادگاری بگیرن و لبخند بزنن ولی الان هر کدون از کاندیدها رو میشه در کنار وبلاگ نویس ها دید.شاید یکه نفعی توش هست ما نمیدونیم!
5-بعد از ماه ها میشه گفت دیگه از کسی طلب ندارم.بعضی از مشتریها واقعا شورش رو در آورده بودن.تازه تونستم آخرین پول ها رو بگیرم ولی دیگه این پول خرد ها ارزشی نداره.
پیوست: مچول دودی!!
نوشته شده توسط dariush در ساعت May 17, 2005 02:49 PM
نظرخواهی
سلام
تو هم اهل استخاره و این حرفا بودی ..؟؟؟؟ نمی دونستم ..
Posted by: مامان و بابا و دخترشون در ساعت May 18, 2005 12:31 AM